همان یک نفری که وقتی دلت طعم مردن می‌داد کار و زندگی را گذاشت کنار تا کنارت بایستد،
همان یک نفری که وقتی از در آمد تو و چشمهایت را دید زد زیر گریه،
همان یک نفری که وقتی همه حواسشان پرت بود دلش پیشت بود،
همان یک نفری که آمد دنبالت، برت داشت، بردت یک دوری بزنید تا سرت هوایی بخورد،
همان یک نفری که نگرانت شد، حالت را پرسید، دلگرمی دادت،
همان یک نفری که به یادت بود،
به یادت ماند،
از یادت نبرد،
همانی که رسمش فراموشی نبود،

همان یک نفر. اصل جنس همان است،  همان یک نفر.


???? امیرعلی بنی‌اسدی


یادت هست.؟
چند ماه پیش را میگویم
انتظار پاییز را میکشیدیم
برایش ذوق داشتیم
اکنون پاییز نفس های آخرش را میکشد
به همین زودی تمام شد
خیلی فکرها برایش داشتیم نه؟
خیلی خاطره ها خواستیم بسازیم که نشد.
خب تمام عمر همین است
فصل های مختلف زندگی میگذرد
تمام میشود
در آخر این تویی که خودت را تنها می یابی
تنهای تنها میان اتفاقاتی که نیفتاد!
پس بخند
 با تمام نداشته هایت برقص


در همین لحظه، در همین حالا
به حال خوبت وعده ی فلان فصل وُ فلان روز وُ فلان شخص را نده. 

???? علی سلطانی


امروز داشتم به این فکر می‌کردم که فقط هم اینطوری نیست که ما از دست داده باشیم، دلم سوخت برای آن‌ها که ما را از دست داده‌اند! نه که ماه باشیم و بی عیب، نه . فقط ما انگار کسانی را از دست داده‌ایم که مطمئن نبوده‌ایم دوستمان دارند؛ و آن‌ها کسانی را که مطمئن بوده‌اند دوستشان دارند. - و به نظر می‌رسد آن‌ها بازنده بزرگتری هستند . +قرار بود اسمم برای بچه های تـــو پدر باشد اسمت برای بچه هایم مادر
در رستوران بودم که میز بغلی توجه‌م را جلب کرد. زن و مرد میانسالی روبه‌روی هم نشسته بودند و مثل یک دختر و پسر جوان چیزهایی می‌گفتند و زیرزیرکی می‌خندیدند. بدم آمد. با خودم گفتم چه معنی دارد؟ شما با این سن‌تان باید بچه دبیرستانی داشته باشید. نه مثل بچه دبیرستانی‌ها نامزدبازی و دختربازی کنید. داشتم چپ‌چپ نگاهشان می‌کردم که تلفن خانم زنگ خورد و به نفر پشت خط گفت: آره عزیزم. بچه‌ها رو گذاشتیم خونه خودمون اومدیم.
هر آدمى تو زندگيش فقط يه چيزو با جون و دل از خدا ميخواد اگه اون يه چيز نشه خيلى باورا توی آدم ميميره حالا باور هيچى ، اميد داشتن ديگه رنگ قبلش نميشه واسه اون آدمه ينى ميخوام بگم ديگه میشه هرچه باداباد.! +همیشه کسانی هستند که در نهایت دلتنگی نمی‌توانیم آنها را در آغوش بگیریم بدترین اتفاق شاید همین باشد. ++واژه‌ای هست در ادبیات آلمان، به اسم fernweh، به معنای: «احساس دل‌تنگی برای جایی که هیچ‌وقت نبودی ونرفتی.» جایی مثل آغوش.
وقتی قدر بودن های کسی را نمی دانی، شاید باید روزی برود، تا جای خالی اش پر رنگ شود و روز به روز دلتنگ ترش شوی . شاید باید نباشد، تا عمق دوری بینتان بهتر مشخص شود و افسوس های بعد از آن که حتما دیر شده است. اینکه بدانی روزهایی که با او بودی به تمام دنیا می ارزید و تو نمی دانستی و عذابت دهد و افسوس از این ندانم کاری هایی که دوری بینتان را به دوری ماه و تماشا کردنش شبیه کرده است! دقیقا همانقدر دست نیافتنی که شاید هیچوقت فکرش را نمی کردی .
توو آینه نگاه کردم دیدم چندتا تار موی سفید توو سرم نمایان شده. یاد اون بیت افتادم که میگفت: "مبر ز موی سپیدم گمان به عمر دراز جوان ز حادثه‌ای پیر می‌شود گاهی." +واسه چیزی که باعث ناراحتیت میشه تا میتونی گریه کن و وقتی گریه‌هات تموم شد مطمعن شو که دفعه‌ی بعد دلیل گریه‌هات همون مسئله نباشه ++بعضی از آدم ها مثل نیکوتین میمونن، تو میدونی که برات خوب نیستن، اما در هر صورت اونارو میخوای.
الان گرمید نمیفهمید. وقتی موقعِ جدول بازی کردن سوال نوشت آغوش و سه حرفی بود، گفتین بَغل بجا جَدول مُحکم توو بغلش گُم شدین میفهمید من چی میگم. وقتی نگاتون کرد گفت: "دقت کردی از وقتی من هستم هر روز داری خوشگل‌تر میشی؟" تازه دَرک میکنین حَرفمو. وقتی یه روز نبضتو نگرفت حس کردین یه حالِ مَریضی دارین بیاید صُحبت کنیم. وقتی وقت و بی‌وقت، با دلیل و بی‌دلیل دورتون گشت حالیتون میشه. وَقتی کنارش از قضاوتِ مردم نَترسیدید حسابه.
اگر میخواهید یک نفر را بُکُشید پیشنهاد میکنم اول به او محبت کنید خاطره بسازید ساعتها با او وقت بگذرانید غافلگیرش کنید،به هر بهانه ای شادی اش را باعث شوید،برایش سنگ صبور باشید اینگونه زنده اش میکنید، و دقیقا زمانی که جز شما کسی را در زندگی اش ندارد ،رهایش کنید!!! او را در بدترین شرایط زندگی اش درست وقتی که به شما بیش از هر کس دیگری نیاز دارد تنها بگذارید! ترجیحا این رفتنتان هم بدون دلیل باشد بی هیچ حرفی بدون خداحافظی! در آخرین مسیجتان هم برایش آرزوی
خیلی از ما آدما کم‌ کم یاد می گیریم باید با احساساتمون چیکار کنیم ، یاد می گیریم که گذشتن از هر احساسی فقط دفعه ی اولش سخته . اولین باری که قلبمون برای کسی تند می زنه _ اون حس ناب دل باختن برای اولین بار _ دیگه شاید هیچوقت تکرار نشه . یا مثلا غم اولین باری که از کسی دل می کنیم اصلا قابل مقایسه با دل کندن های بعدی نیست . یا حتی دلتنگی که مثل یه بختک میوفته به‌جون زندگیمون برای دفعه های بعد تحملش ساده تر میشه .

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

همه چی موجوده تحقیق,مقاله,پروژه,پرسشنامه,جزوه,حل تمرین بهترین سایت مد زیبایی آرایش عروس آخرین سنگر... بازاریاب فضای مجازی ای نهم آموزش فیزیک فارابی